آن قلع خونین درون تلفن هوشمند و تبلت شما (بخش اول)

29 مِی 2012، در ته گودال یک معدن قلع واقع در جزیره بانکا (Bangka) در اندونزی، یک دیواره 5 متری از سنگ و خاک فرو ریخت و موج ناشی از آن باعث شد مرد 40 سالهای، صاحب دو فرزند، زیر آوار گیر کند.
نام او رُسنان بود. آوار که نیمی از بدن او را مدفون کرده بود باعث شد پاهایش بشکند، و یک چیز تیز ران سمت راستش را قاچ کرد. همکارش که وحشت زده شد ولی صدمهای ندید، از گودال بیرون دوید و با فریاد از دیگران کمک خواست.
پسر رُسنان، دیان چاندرای 20 ساله، که در عقب یک خودرو همراه با پدرش تا بیمارستان رفت، به خاطر میآورد که «مدام میگفت "خواهش میکنم، خواهش میکنم کمک کنید."» رُسنان خون زیادی از دست داده بود، دکتر ماریو که آن روز پزشک شیفت اتاق اورژانس بود میگوید: «نتوانستم نبضی پیدا کنم.» ساعت 3 بعد از ظهر، فوت رُسنان توسط دکتر ثبت شد. (رُسنان هم مثل خیلی از اندونزیاییها از جمله دکتر ماریو فقط یک نام داشت.)
در همان معدن، نزدیک جایی که مرگ به رُسنان سلام کرد، یک نفر چوب باریکی را در بستر گلآلود گودال فرو کرد. صحنهای که بسیار در معدن بانکا دیده میشود و در بهاری که گذشت، رُسنان فقط اولین نفر از 6 تنی بود که در طول آن هفته، جان خود را حین کار در معدن از دست دادند. سایر قربانیان حتی به بیمارستان هم نرسیدند، از جمله پسر 15 سالهای که زنده زنده زیر آوار دفن شد.
این، بخش اول از مقاله قلعهای خونین است. با نارنجی همراه باشید.

(کارگران معدن در جزیره بانکا، نزدیک جایی که رُسنان
به خاطر فروریختن آوار جان خود را از دست داد)
سه روز بعد از مرگ رُسنان و جمعه بعد از آن، نمازگزاران مسجد محلی همراه با خانواده و دوستانش برای سوگواری در خانهٔ برادر رُسنان گرد هم آمدند. در آن خانهٔ ساخته شده از بلوکهای سیمانی، روی زمین بدون فرش نشستند، و سوپ برنج، رشته و ماهی خوردند.
برادر 57 سالهٔ رُسنان، رانی، به یاد میآوَرَد که رُسنان انتخابهای محدودی به جز کار در معدن داشت: «ما باید زندگی کنیم، به پول نیاز داریم.»
کدخدای روستا میگوید منطقهای که رُسنان در آن کار میکرد یک معدن غیرقانونی است، که باید پُر و دوباره آماده برداشت شود. با این حال در همان زمانی که خانواده رُسنان مشغول عزاداری بودند، سه پسر نوجوان، خیس از باران، در عمق همان گودال و درست نزدیک آن چوب بلند و باریک که نشانهٔ مرگ کسی در آن محل بود، در حال تلاش برای به دست آوردن سنگ معدن قلع بودند.
دو تای آنها 15 سال داشتند و دیگری 16 ساله بود. هر سه با پای لُخت تا زانو، از دامنه گودال به پایین سُر خوردند و در بین یک دو جین معدنچی که در همان منطقه کار میکردند و همگی از مرگ رُسنان مطلع بودند، به کاویدن معدن ادامه دادند.
رُسنان در بین هزاران اندونزیایی کار میکرد که با کلنگهای روسی و سطلهای خود هر روز در جزیره بانکا میچرخند و قلعی را استخراج میکنند که برای لحیمکاری اجزا داخلی تبلتها، تلفنهای هوشمند، و سایر وسایل الکترونیکی به کار میروند.
پروندههای پلیس نشان میدهد که به طور میانگین در طول سال گذشته، هفتهای یک نفر از معدنچیان بانکا به شکلی مشابه با رُسنان فوت میکند، و این نرخ دو برابر سال 2010 شده. اوضاع دارد بدتر میشود؛ در اواخر جولای نیز 5 معدنچی دیگر در بانکا زیر گل و لای مدفون شدند.

بر طبق نمودار بالا، یک سوم کل قلعی که در دنیا استخراج میشود از بانکا، جزیره خواهرش بلیتونگ در شرق، و بستر این جزایر در دریا به دست میآید. همچنین 70٪ از قلع دنیا در دهه گذشته از چین و اندونزی استخراج شده.
از آنجایی که نیمی از قلع دنیا برای ساخت لحیم مورد نیاز برای استفاده در محصولات الکترونیک مصرف میشود، در بازار امروز قدرت انحصاری تقاضا کننده این ماده معدنی، تولیدکنندگان تبلتها و تلفنهای هوشمندی هستند که مردم در سراسر دنیا در دست میگیرند.
در تعقیب مواد استخراجی از این معدنهای خطرناک، به نامهای آشنایی مثل کمپانی فاکسکان بر میخوریم، بزرگترین تولیدکننده محصولات اپل و سایر کمپانیها. و بعد از آن، کمپانی Shenmao و کمپانی Chernan Metal Industrial از راه میرسند که -دو تا از بزرگترین تولیدکنندگان لحیم در آسیا و بزرگترین تأمینکنندگانِ فاکسکان هستند و- 100٪ از قلع مورد نیاز خود را از اندونزی خریداری میکنند.
شنمائو تخمین میزند که خود بزرگترین تأمینکننده بازار چین باشد، کشوری که امروزه مهد تولید محصولات الکترونیک جهان است و تولیداتش 16٪ از بازار دنیا را پُر کرده. گفته میشود که چرنان نیز مشتریان دیگری از جمله سونی، پاناسونیک، سامسونگ و LG را تأمین میکند.
سایر تولیدکنندگان لحیم از بیان منبع تأمین قلع خود سر باز زدهاند، ولی محصول این تولیدکنندهها آنقدر برای صنایع الکترونیک حیاتی است که نمیتوان تصور کرد شرکتهای سازنده محصولات اپل از چیزی جز قلع برای تولید لحیم استفاده کنند. بر اساس اطلاعاتی که اپل در ابتدای سال میلادی به انتشار عمومی رساند، 179 تأمین کننده در زنجیره تولید این کمپانی -که فاکسکان مسئول ساخت دو محصول پرفروش آن یعنی آیفون و آیپد است، وجود دارند و این 179 شرکت همگی از قلع استفاده میکنند.
جزیره اسب دریایی

بخش شمالی جزیره بانکا تقریبا یک درجه زیر خط استوا قرار دارد، درست در نزدیکی ساحل شرقی سوماترا. جمعیت آن 960 هزار نفر است و قرنها است که به خاطر معادن قلعش شناخته شده. در سال 1841، وقتی هلند آنجا را کنترل میکرد، در گزارشی آن را اینگونه توصیف کردند: «شایعهای هست مبنی بر اینکه این جزیره، آنقدر از فلز اشباع شده که افراد محلی را مسموم میکند تا زمانی که "متأسفانه همگی بدون استثناء میمیرند."»
امروزه گرچه نخلهای مواج بر روی ساحل سپید بانکا سایه میافکنند ولی داخل جزیره، به خاطر معدنکاوی از زیباییهای طبیعی عاری شده است. بخشهای گستردهای از زمین به خاطر فعالیتهای معدنی از پوشش گیاهی خود که درختهای کائوچو و خرما و مناطق چرای دام بوده، عریان شدهاند و در جای آنها، گودالهای پر شمار در وسط ماسههای سرخ و قهوهای به وجود آمده، انگار که هزاران شهابسنگ از آسمان بر منطقه فرود آمده باشند.

معدنچیان در نزدیکی سطح زمین به دنبال کاسیتریت میگردند. یک ماده معدنی تیرهرنگ که عمده سنگ معدن قلع را تشکیل میدهد و به معنای واقعی، کار استخراج آن تماماً با دست انجام میشود.
از آنجایی که تخمینهای ارائه شده از سوی منابع صنعتی پراکندگی زیادی دارند، باید گفت که چیزی بین 15 تا 50 هزار معدنچی در مناطق مجاز و ممنوع دو جزیره بانکا و بلیتونگ -در شرق جزیره بانکا- در حال استخراج قلع هستند. گودالها تقریباً گرد هستند و بین 4.5 تا 12 متر عمق دارند.
در درون گودالها، معدنچیان در گروههای 3 تا 5 نفره کار میکنند؛ یا در حال کلنگ زدن و جابهجا کردن سطلها، یا نشسته بر روی زانوهایشان برای کاویدن دیوارهها با دستان خالی. اگر بخت یار باشد و اعضای گروه به اندازه کافی شن و ماسه حاوی کاسیتریت برداشت کنند، سهم هر کدامشان از زندگی، 5 دلار -گاهی کمی بیشتر- در یک روز خواهد بود.

جستجو برای قلع به واقع همه چیز را در بانکا تحت تأثیر خود قرار داده؛ حتی در پایتخت ایالتی، یعنی پانکال پینانگ (Pangkal Pinang ) که بزرگترین شهر در جزیره بانکا و معدنکاوی در آن رسماً ممنوع است، قانونشکنان گودالهایی در نزدیکی تنها بزرگراه متصل به فرودگاه حفر کردهاند. حفرههایی به عمق 244 متر در پشت محوطه پارکینگ دفتر فرماندار وجود دارد. و همینطور گودالهایی در داخل محوطه بزرگترین بیمارستان شهر.
عطش دنیای مدرن

تقاضا برای قلع، عملیات معدنکاوی را از جزیره به ورای ساحل کشانده. ناوگانی از لایروبها سنگ معدن را به لطف همراهی دولت از بستر دریا میمکند؛ آن هم در آبهایی که از وقتی قایقهای سنتی از تنهٔ درختان ساخته شدند، ماهیگیران منطقه را تغذیه کردهاند.
لایروبها که بر سطح دریا شبیه کارخانههای کوچک به نظر میآیند، با گروههای 3 یا 4 نفره از معدنچیانی کار میکنند که بر پشت این لایروبهای دستسازِ متشکل از نیهای محکم و لولههای بلند پلاستیکی سوارند. هر لایروب یک موتور دیزلی دارد که ماسههای کف دریا را میمکد. حالا اینها، دهکدههای ساحلی را که زمانی در تملک کامل ماهیگیران یا توریستها بودند، به اشغال در آوردهاند.
هر چند این عملیات در عیان انجام میشود، ولی چه لایروبی در ساحل و چه معدنکاوی در جزیره هر دو به لحاظ قانونی ممنوع هستند. با این حال کسی اهمیتی نمیدهد. چه قانون و چه غیرقانونی، چه در خشکی و چه در دریا، مواد استخراجی هر روز وارد زنجیره تأمین قلع جهانی میشوند.
قلع اغلب ما را به یاد قوطیهایی میاندازد که در آنها سوپ آماده یا کنسروهای مختلف وجود داشت ولی امروزه آنها با قوطیهایی از جنس فلزهای ارزانتر که فقط قلعاندود هستند، جایگزین شدهاند و کاربرد اصلی قلع همانا برای لحیمکاری است.
تولیدکنندگان دستگاههای الکترونیکی امروزه برای اتصال قطعات به یکدیگر، از لحیمهایی استفاده میکنند که بیش از 95 درصدِ آنها قلع است. این نقاط اتصال گرچه ریز هستند، ولی در همه جا به چشم میخورند؛ بنا به بررسی isuppliتنها در دو بورد به کار رفته در آیپد، 7000 نقطه جوش با لحیم به چشم میخورد.
Henkel که یک کمپانی تولید کننده لحیم در آلمان است، میگوید هر تلویزیون صفحه تخت میتواند تا 4.8 گرم لحیم در خود داشته باشد. آیپد یا سایر تبلتها حداقل 20٪ از این حجم را دارا هستند که میشود چیزی بین 1 تا 3 گرم. این بدان معنا است که برای تولید هر 15 آیپد که در مجموع 8.16 کیلوگرم وزن دارند، لحیمی معادل یک اتومبیل با وزن 1814 کیلوگرم استفاده میشود.

کمپانی تولید لحیم Cookson Group که در لندن قرار دارد، در فوریه به سهامداران خود گفت که رشد فروش لحیم تولیدی را مدیون سه عامل است: تلفنهای هوشمند، تبلتها و سرورهای اینترنت.
کمپانی فاکسکان گرچه تأیید کرده که از شنمائو و چرنان لحیم مورد نیاز برای تولید محصولات را تهیه میکند ولی در مورد سایر تأمین کنندگان سکوت اختیار کرده و میگوید که از استانداردهای جهانی که برای مصونیت تأمینکنندگان مواد اولیه وضع شده، تبعیت میکند. بنابراین مشخص نیست که باقی نیاز به لحیم خود را از چه طریقی تأمین مینماید.
امروزه قلع اندونزی دارد بیشتر و بیشتر مورد علاقه کمپانیهایی قرار میگیرد که میخواهند خود را از منازعات کشورهای افریقایی دارای ذخایر مصون بدارند. در 22 آگوست، به عنوان بخشی از قانون Dodd-Frank، کمیسیون بورس و اوراق بهادار امریکا از کمپانیهای حاضر در لیست خود خواست که گزارش بدهد آیا از معادن مورد منازعه در جمهوری دمکراتیک کنگو، برای تأمین مواد مورد استفاده در زنجیره تولید خود استفاده میکنند یا خیر. از همین رو، خرید قلع اندونزی به یک جایگزین مناسب برای تأمین قلع مورد نیاز کمپانیها تبدیل شده.
اپل نیز به خاطر نگرانیها در مورد افریقا، در یکی از گزارشهای امسال خود اشاره کرد که لحیم مورد استفاده توسط شرکای سختافزاری خود را ردیابی کرده و 58 تأمینکننده جهانی در این زمینه دارد، ولی اشاره واضحی به هویت آنها نکرد.
در تماسی با یکی از سخنگوی اپل آقای «استیو داولینگ» و توضیح شرایط کاری در جزیره بانکا، او از ابراز نظر درباره تأمینکنندگان مواد اولیه اپل یا محل معادن خودداری و تنها به این نکته اشاره کرد که کمپانی متبوعش هزینه برخی برنامههای آموزشی در اندونزی را تقبل کرده، ولی این مربوط به افراد محلی میشود که ممکن است در شرایط بد مجبور به کار در کارخانههای الکترونیکی آسیا شده باشند.
انستیتو مطالعات صنعتی ITRI که مقرش در تایوان است، میگوید که 70٪ از کل قلعی که در دهه گذشته میلادی مصرف شده، تقریباً با نسبت مساوی از دو کشور آمده است: اندونزی و چین. بر اساس اطلاعات ITRI تقریباً 12٪ از تولید قلع چین مربوط به معادن کوچک است.
درست مثل خیلی از مواد اولیه که امروز به عنوان داراییهای ارزشمند به حساب میآیند، چین قلع استخراجی را صادر نکرده بلکه برای مصرف توسط تولیدکنندگان داخلی حفظ مینماید. چین به عنوان بزرگترین مصرفکننده قلع دنیا، مجبور به واردات فلز یا سنگ معدن خام از سایر کشورها است. بر اساس دادههای رسمی دولت چین، در نیمه نخست سال میلادی، 13582 تُن قلع فراوری شده به این کشور وارد شده که 49٪ از آن، مستقیماً از اندونزی آمده است.
در مقابل، اندونزی تقریباً تمام قلع تولیدی خود را صادر میکند که بنا به گزارشهای دولتی بیش از 90 درصدِ آن از بانکا و بلیتونگ میآید. این بدان معنا است که حجم زیادی از صادرات قلع از بانکا یا پیرامون آن سرچشمه میگیرد و بیشتر تلفنهای فروخته شده در امریکا (به عنوان بازار اصلی) و دنیا، تقریباً بخشی هر چند کوچک از این جزیره نفرینشده را در دل خود جای دادهاند.
ادامه دارد...